شرمسارم
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 12:38
من دلیل غمتممن حتی گرفتم خنده ی رو لبتو من حتی بت گفتم پاشو داد بزن من هلت دادم تو تنهاییات من دلیل اخلاق گندتم من دلیل چشای بازتم من و ببین تو آینه دلیل گودی زیر چشمات منم سیاهی قلبتو توی چشمام ببین دلیل خسگیات منم جای خالی پاتو از من بپرس داد بزن داد بزن دلیل صدای صدای منم منم .
دوست دارم،تو را از همه چیز بیشتر
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
همه چیز دارد درست میشود.چقدر وقتی خوشحال هستم خودم را دوست دارم. چقدر نزدیک تر شدن به تو مرا خوشحال میکند. خوشحالیم را چسبانده ام روی قلبم دستت را بگذار روی قلبم..
:D
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
چهل و ششمین نامه ی من به تو
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
اعتماد کردم.اعتمادت کردم و این را خوب میدانستی..میدانستی تنهاییم مثل یک حباب شده است،ولی تو ترکاندیم هر بار با لبخند، هر بار با اشاره ای..نه حتی خیلی رسمی و محترمانه جوری که آدم بتواند بگوید خب شاید فلان منظور و فلان منظور را داشت، مثل فیلم ها ..مثل فیلم های درپیت ایرانی.. راه را هم به روی تمام فلان
کنکورمو که تموم کنم خیلیارو زخمی میکنم:D
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
بذار من غرق شم تویه اون عمقه نگاتمیخوام من گم شم تویه اون چشه سیات امشبو فید شیم تا فردا بیاد غرقه می شیم قبل اینکه دردا بیان امشبو فید شیم تویه عشقت غیب شیم دنیارو کنیم قیچی بیا امشب فید شیم "این اهنگ رو دوسدارم، فقط همین چن خطشو" ی فاز باحالی داره:D رفدم تو فاز اهنگ شاد:D دارم ب کنکور نزدیک میشم
عقاید یک هیچیسم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
آدمها نه در قیافه نه پولنه هیکل ادمها فقط در میزان وفاداریشان متفاوت اند! وفاداریشان به خودشان وفاداریشان به رابطشان وفاداریشان به عقاید خوبشان وفاداریشان به عقاید مزخرفشان وفاداریشان به خانواده وفاداریشان به غم هایشان وفاداریشان به کشور و . . . و بر حسب میزان این وفاداری ها بعضی ها احمق لاشی بی معر...
من پرواز میکنم.
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
ریشه ها در فریـــــــــــــــاد چه نزدیک است جان تو به جانم :) من پرواز میکنم. لحظه ای باد شدم و خودم را در آغوش آتش انداختم. هر چه بادا باد.. | پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ | 22:57 | hichism
به درک که اخمام از هم وانمیشه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
ریشه ها در فریـــــــــــــــاد چه نزدیک است جان تو به جانم :) به درک که اخمام از هم وانمیشه ب درک ک فردا مال ما نمیشه به درک که درای بسته وا نمیشه | شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ | 0:8 | hichism
هیش
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
امروز هم ک از خواب بیدار شدم باز سر ی چیزای مسخره و بی دلیل عصبی شدم.اما ی سیلی ب خودم خوراندم و گفتم لعنتی چ مرگت شده؟ لعنتی جانم این روزها بهانه گیر شده است، باید بشینم کنارش.. بگذارم تا هر چقدر که دلش خواست داد بزند بریزد بیرون غم هایش را.. قربان صدقه اش بروم و سیگارش را بگذارم میان انگشتان کوچکش...
حس خوب:)
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:52
پفک نمکی: بابایی میخوام این مسابقه تلفنیه شرکت کنم. بابا: هر وقت که خواسی مسابقه بدی بم بگو بیام ببینمش. من: :)
چهل و پنجمین نامه ی من به تو
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 2:18
حالا که چشمهایم دارد توی اشکهایم شنا میکند،میفهمم که چقدر زندگیم تار شده است. سایه ام هم از من فرار میکند. دستهایم هر شب دور گردنم معاشقه میکنند. گوشهایم زنگ میزند، پاهایم .. پاهایم ماه ها پیش جان داد درست در یک قدمی ات.. راستش را بخواهی خیانت کرده ام و لبانم هر شب سیگار را میبوسد، و صدایم گرفت بین
من بیمار هستم.
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 12:57
من بیمار هستم. دستهایت را خودت " ها " کن اگر یـــخ کرده انداز لب معشوقه هامان "ها " نمی آید رفیق + یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶10:13 hichism |
تمام
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 1:11
روزای روشن خداحافظ
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 1:11
الان که دارم از جلوی آینه رد میشم وپست میزارم باس بگم که من جنبه ی تنها خونه موندن ندارم:/ جز خلاف های ریزی که کردم ی گِلیم ریختم سرم! گِل نبود رنگ بود! ولی حکم همونو داشت! تازه فهمیدم ادمی ک چشاش مشکیه با رنگ موی نسکافه ای چ شکلی میشه! شبیه مامانای مهربون شدم:/ راسی حجاب با شال سرمه ای چقد بم میاد:...
تف ب من
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:11
هیچی مزخرف تر از این نیست که جلو گریه اتو بگیری..
شاید فردا خیلی دیر بشه..
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:11
گر چه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود
چهل و چهارمین نامه ی من به تو
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:11
دیوانه بودن را نمیدانم چه شکلی میتواند باشد!شاید دیوانه درست مثل همین یک ماه پیش دارد برای صدمین بار توی ذهنش تصورت میکند، صدایت را عوض میکند چشمهایت را می بندد، اخم هایت را پررنگ تر میکند، سیگار دستش میگیرد.. خیال میبافد و طنابش میکند دور گردنش و بعد یک عده هم می آیند و با آن لباس هایی که من اسمشان
ریدم ب خودم
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:11
ی لحظه جو برم داشتبا خودم گفتم امروز برم بیرون کلی برگه و خرت و پرت بخرم شروع کنم مث سگ نقاشی تمرین کنم. بعد دیدم فاعک! ب من نمیاد اینکارا من باس گوشه اتاق کپک بزنم.
لعنت لعنت ب من
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:11
چجوری صداتو بشنوم و بدونم هیچوقت دیگه نمیتونم بشنومش بعد آروم باشم بعد گریه نکنم؟
نه شبیه قبلنات نیسی..
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:11
چت شده؟ سمیه ای که رو به روم نشسته با سمیه ی یک سال پیش و پنج سال پیش کلی فرق میکنه. بخند بخند بخند