نمیدونم از کیه
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 20:04
که گر گریزم، کجا گریزم؟!وگر بمانم، کجا بمانم؟!
یکهویی نیست گریه نکردنم
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
ناگفته هایت که روی هم تلنبار میشود عوض میشوی..
بگذریم
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
در انتهای هر مسیر ادمها برایم دست تکان میدهند من اما همانجا می ایستم و سیگارم را دود میکنم چرا که سرابی بیش نیستند.. خنده ام میاید در پس سرفه ها.. نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ ساعت 16:29 توسط : hichism | دسته :
پنجاهمین نامه ی من به تو
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
از پرنده بودنم دلگیر بودی.. من پرواز کردم.. نفس زنان که به پایت افتادم، چشمهایت را بستی بالهایم را چیدی و حالا با همان ها برایت مینویسم.. دلگیر تر از همیشه.. چرا که قلم خونی جز غم نمی داند . دلگیرم درست مثل کودکی که چشمهایش را میگیرند تا نبیند.. من اما میفهمم که میروی میترسم در خیابان نبینمت کنارمت
من سنگی
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
هیچوقت هیچ چیز مطابق میلم نبود.. من در رویاهایم غرق میشدم و اطرافیانم مرا می کشیدند بیرون احساسات من در آب جا ماند.. نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 1:30 توسط : hichism | دسته :
فریاد بزن با من
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
کاش دنیا بم ی دختر بده سکوت نکنه از بلندپروازیاش سقوط نکنه
آیی
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
دیگر حتی گریه هم ب کارم نمی آمد دیر شده بود ناگهان حواسم پرت شد و به خودم فکر کردم ساعتها ساعتها و در انتها مرگ را به هم اغوشی پذیرفتم نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:5 توسط : hichism | دسته :
خو ب درک
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
اهنگا کاکوباند باحاله ی جوری قضیه ی همه چی ب درکه تو وب هس بزنید پلی شه
نمکدان
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
تنها چیزی ک منو از مرگ ناخوداگاه تونست برگردونه این جمله بود ک ب خودم گفتم: حالا چرا زل زدی ب لوله ی گاز :؟ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:27 توسط : hichism | دسته :
ب تخمم
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
اکثرا ک من ب فنام و میخام با کسی حرف بزنم بقیه نمیدونن ک چقد خوشحالم از اینکه مث همیشه اونا در دسترس نبودن نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:34 توسط : hichism | دسته :
وقت کپیدن ساعت 3:40
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
دهنم سرویس این چس ناله بازیا چیه بگیر بکپ تو ک کسیو..... خو بماند..
کثافتم
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:24
قال سمیه: همانا امشب موعد ریدن ب عنوس می باشد:D پ ن: خلاصه عصاب خوردیه باید خالی بشه!
چهل و هشتمین نامه ی من به تو
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:24
عشق را خرد کردی..و من آن را یواشکی ریختم توی غذایت ..شبهای بی خوابیت گذاشتمت زیر بالشتت..پیچاندمش لای کاغذ سیگارتریختمش بین فرمولهای مهم امتحانتزمستانش کردم و نفوذ کرد در عمق جانتمبتلایم شدی..و حالا روی مبل لم داده ام و دوست داشتنم را بسته بندی میکنم.فردا تو را به جرم حمل اعتیادآورترین مواد دستگیر خ...
من پرواز میکنم
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:24
من هر روز بیشتر از قبل بهش فکر میکنم. نکنه عاشقش شدم؟ لعنتی غرورمو نشکون بزا خودم دستاتو بگیرم
کینچانا
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:44
یاد شبایی که خوابگا بودم و از صب تا شب چراغارو روشن نمیکردم وگریه میکردم افتادم. من میترسیدم من میترسم از تنها ماندن با خودم برچسبها: تنهایی من
یادمه این آخرا چشمای من تر میشد..
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:44
ستاره شدم روشنایی سیگارت نقطه ای در آسمان من پرواز کردم.
ب درررررک
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:44
هیشکی ب هیج جاش نیس بعد من نشستم غصه میخورم.
چهل و هفتمین نامه ی من به تو
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:49
چهل و هفتمین نامه ی من به تو تو غم هایت را می اندازی به جان سیگارهایت و من..تو شب به شب با قلموی خونی روی صورتت لبخند میکشی و من..همه ی فریاد هایت را سکوت کردی و من...عشق را پنهان میکنی در پستوی نگفته هایت ومن..خیابان ها را تنها قدم میزنی و من..و ماو بین من و تو فاصله هاس.
امشب تمام غربت خود را گریستم
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 12:38
ریشه ها در فریـــــــــــــــاد چه نزدیک است جان تو به جانم :) جا داره از خانوادم تو ایام کنکورم تشکر کنم که برای دهن سرویس کردنم اصن کم کاری نکردن. ها دمتون گرم. | یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ | 12:28 | hichism| |
مرسی
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 12:38
من گریه کردم صدامو ضبط کنید ببینم چ شکلیه:/